پیام سیستم
عصر آنلاین
پروفایل

کاربر مهمان

ورود به حساب کاربری
کاور
رادیو دیده‌بان
سرویس چندرسانه‌ای
۰۰:۰۰

خلاصه‌ساز هوشمند دیده‌بان AI

تازه‌ترین عناوین خبری:
دست پر تهران برای یاری به تاشکند؛ اعلام آمادگی ایران جهت اشتراک‌گذاری تجربیات امنیت غذایی
دست پر تهران برای یاری به تاشکند؛ اعلام آمادگی ایران جهت اشتراک‌گذاری تجربیات امنیت غذایی
اقتصاد · 54 دقیقه پیش
آغاز بلیت‌فروشی «بی/نا بینا»؛ روایتی تازه در عمارت هما
آغاز بلیت‌فروشی «بی/نا بینا»؛ روایتی تازه در عمارت هما
فرهنگ و هنر · 55 دقیقه پیش
کلید امید در پرند؛ ۱۵۱۲ خانواده مسکن ملی خانه‌دار شدند
کلید امید در پرند؛ ۱۵۱۲ خانواده مسکن ملی خانه‌دار شدند
اقتصاد · 2 ساعت پیش
پرده‌برداری از نمایش «خدا نخواست» با کارگردانی مهدی کاسه‌ساز در تماشاخانه هیلاج
پرده‌برداری از نمایش «خدا نخواست» با کارگردانی مهدی کاسه‌ساز در تماشاخانه هیلاج
فرهنگ و هنر · 2 ساعت پیش
چرا مدل سنتی تئاتر دیگر جواب نمی‌دهد؟ / ناگفته‌های کارگردان «در انتظار گودو» از رکوردشکنی روی صحنه

چرا مدل سنتی تئاتر دیگر جواب نمی‌دهد؟ / ناگفته‌های کارگردان «در انتظار گودو» از رکوردشکنی روی صحنه

تاریخ انتشار: 21 سپتامبر 2026 بازدید: ۰ زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش عصر آنلاین، امیرحسین جوانی کارگردان نمایش «در انتظار گودو» که به تازگی دور جدید اجرای نمایش خود را در مجموعه تئاتر لبخند به پایان رساند، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره دلایل حضور طولانی مدت این نمایش روی صحنه در شهرهای مختلف و سالن‌های مختلف توضیح داد: معتقدم شیوه کلاسیک اجرا رفتن در تئاتر ایران که نمایش‌ها ۳۰ روز روی صحنه بودند یا مثلاً در یک ماه ۲۶ اجرا داشتند، با توجه به شرایط فعلی اقتصادی و هزینه‌های بسیار بالای تولید یک اثر و همچنین ماه‌ها تمرین گروه، دیگر پاسخگوی شرایط موجود نیست. اگر قرار باشد گروهی با صرف هزینه و زمان زیاد نمایشی باکیفیت را روی صحنه ببرد، شکل جدیدی که در حال باب شدن است، یعنی اجرای نمایش در چند دوره و سالن‌های مختلف، به‌خصوص سالن‌های خصوصی، می‌تواند شیوه بهتری برای بهره‌مندی گروه از سودآوری مالی باشد.

وی افزود: در سال‌های اخیر اجرای آثار در شهرستان‌ها نیز مسیر تازه‌ای پیدا کرده است. بچه‌هایی که این راه را آغاز کرده‌اند، در واقع مسیر را برای دیگر گروه‌های تئاتری باز کرده‌اند و برای من بسیار خوشحال‌کننده است که این امکان ایجاد شده نمایش‌هایی که در تهران تولید می‌شوند، در شهرهای دیگر ایران نیز روی صحنه بروند. امیدوارم این چرخه ادامه‌دار باشد و گروه‌های تئاتری شهرهای مختلف هم بتوانند اجراهای خود را به تهران بیاورند. با توجه به تعداد سالن‌هایی که در تهران وجود دارد، این تبادل فرهنگی به نظرم اتفاق بسیار خوب و زیبایی است و می‌تواند پایه‌گذار آینده بهتری برای تئاتر باشد.

راز ارتباط عمیق تماشاگر ایرانی با شاهکار ساموئل بکت

جوانی درباره استقبال مخاطبان از اجرای «در انتظار گودو» بیان کرد: بیش از آنکه بخواهیم دنبال دلایل مارکتینگی یا دلایل فنی و تبلیغاتی برای این استقبال بگردیم، باید به خود نمایشنامه و مفهومی که پشت آن قرار دارد برگردیم. فکر می‌کنم «در انتظار گودو» در شرایط فعلی جامعه ما نسبتی با تماشاگر برقرار کرده و مخاطب خودش را در دل این نمایش پیدا کرده است. ما در سال‌های بسیار سخت و تلخی قرار داریم؛ مسائل اقتصادی و اجتماعی را تجربه کرده‌ایم و جنگ را نیز پشت سر گذاشته‌ایم. به نظرم حال و هوایی شبیه به آن چیزی را تجربه می‌کنیم که نمایشنامه «در انتظار گودو» در دوران پس از جنگ جهانی دوم در اروپا با مخاطبان خود برقرار کرد و به همین دلیل مخاطب امروز ارتباطی با این نمایش برقرار می‌کند.

این کارگردان درباره نحوه مواجهه خود با متن بکت نیز عنوان کرد: من یک اعتقاد خیلی کوتاه درباره آثار بکت دارم و آن این است که بکت را باید بکتی اجرا کرد؛ یعنی نباید نمایشنامه و ساختار آن را خیلی دستکاری کرد. جهان این نمایشنامه آنقدر دقیق چیدمان و مهندسی شده است که اگر یک المان را جابه‌جا کنیم، ممکن است در جای دیگری به ساختمان اثر آسیب وارد شود. به نظر من با توجه به ساختمان دقیقی که بکت برای نمایشنامه‌هایش طراحی کرده است، باید این آثار را با کمترین تغییر و تا حد امکان مانند خود متن اجرا کرد چون متن بکت خیلی راه به اقتباس نمی‌دهد.

وی ادامه داد: در رویکردی که من در اجرای «در انتظار گودو» داشتم، تلاش کردم به توضیحات صحنه و پیشنهادهای خود بکت در یادداشت‌هایی که درباره نمایشنامه داشته است، بسیار دقت کنم و اثر را تا حد امکان به چیزی که در متن وجود دارد نزدیک نگه دارم. در تمام مسائل و پیشنهادهایی که بکت مطرح کرده است، تلاش کردم از جهان خود نمایشنامه فاصله نگیرم.

کدهای پنهان بکت؛ از یادداشت‌های انگلیسی تا طراحی لباس

جوانی با اشاره به ظرفیت‌های تفسیری «در انتظار گودو» اظهار کرد: این نمایشنامه یکی از متون بسیار بحث‌برانگیز در تمام دوران حیات خود بوده است. آنقدر این متن پررمز و راز است که همیشه مخاطب را به چالش می‌کشد و ذهن او را درگیر می‌کند که نمایشنامه درباره چه چیزی صحبت می‌کند؛ گودو کیست، چرا استراگون و ولادیمیر در این برهوت گیر افتاده‌اند، چرا این برهوت و درخت را ترک نمی‌کنند و چرا دوباره فردا به انتظار می‌نشینند. جالب است که پس از کتاب مقدس بیشترین کتاب و تحلیل در مورد این نمایشنامه منتشر شده است.

وی افزود: به نظرم «در انتظار گودو» متنی پویا، زنده و فارغ از زمان و مکان است که در تمام دنیا اجرا شده و همچنان روی صحنه می‌رود. گروه‌های مختلف با رویکردها و اندیشه‌های متفاوت و حتی کارگردانان سینما نیز تلاش کرده‌اند این اثر را اجرا کنند. اگر پیشینه اجرای نمایش را بررسی کنیم، می‌بینیم که این متن همواره برای گروه‌های اجرایی و مخاطبان یک چالش بوده است؛ زیرا هنگام تماشای آن هیچ چیز به شکل مشخص به ما ارائه نمی‌شود و مدام ما را با پرسش‌های فلسفی و بنیادین مواجه می‌کند. نمایش باعث می‌شود درباره زندگی، مفهوم آن و چرایی زندگی با پرسش مواجه شویم و شاید همین ویژگی است که باعث شده در تئاتر ایران نیز طی ۲ سالی که این متن را روی صحنه داشتیم، مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند.

این کارگردان درباره راهنمای خود برای کارگردانی نمایش نیز گفت: بهترین راهنما برای من در کارگردانی، خود نمایشنامه بود. معتقدم هر نمایشنامه‌ای اگر متعلق به نویسنده‌ای توانمند باشد، در دل خودش پرسش‌ها و پاسخ‌های لازم برای کارگردانی را دارد. اگر نمایشنامه را با دقت بخوانید، خودش به شما می‌گوید کدام صحنه می‌تواند با فرم کمدی اجرا شود، کدام صحنه فرم جدی‌تری دارد، کدام بخش ظرفیت نزدیک شدن به یک فرم مشخص را دارد و کدام صحنه دارای لحظه‌ای ایستا یا برعکس، بسیار پرتحرک است.

جوانی در پایان گفت: فکر می‌کنم بکت آنقدر نویسنده بزرگی است که هر گروه اجرایی در نهایت می‌تواند تنها قطره‌ای از این دریای بیکران را روی صحنه بیاورد و آن را بفهمد و به مخاطب ارائه کند. بزرگترین راهنمای من خود بکت و نقدها و تحلیل‌هایی بود که درباره این متن نوشته شده است. من به نسخه انگلیسی یادداشت‌های بکت نیز رجوع کردم، چون ترجمه دقیقی از آنها در اختیار نداشتم و در همان یادداشت‌ها کدهای جالبی پیدا کردم. برای مثال بکت در یادداشت‌های خود درباره طراحی لباس نوشته است که شلوار استراگون در واقع برای ولادیمیر است و کت ولادیمیر برای استراگون؛ به همین دلیل شلوار یکی از آنها تنگ و کت دیگری گشاد است. ما از همین نکته ظریف در طراحی لباس استفاده کردیم و با خانم شاهرخی، طراح لباس نمایش، تلاش کردیم به این نگاه بکت درباره شخصیت‌ها نزدیک شویم، چون به نظرم هیچ‌کس بهتر از نویسنده، اثر خودش را نمی‌شناسد.

تحریریه

تحریریه

گروهی از نویسندگان

دیدگاه‌ها و نظرات کاربران

بدون دیدگاه

برای ثبت دیدگاه باید وارد حساب کاربری خود شوید

جهت ارسال نظرات، مشارکت در گفتگو و تعامل با نویسندگان، لطفاً وارد شوید یا عضو شوید.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

خانه
جستجو
آرشیو
تم شب